همایون کازرونی کیست؟ زندگی، تحصیلات، دستاوردها و نقش او در توسعه اسکلت‌های بیرونی

0
همایون کازرونی کیست؟

همایون کازرونی، مهندس مکانیک، پژوهشگر رباتیک و استاد دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است که بخش مهمی از فعالیت علمی خود را به رباتیک، سیستم‌های انسان و ماشین، مکاترونیک، مهندسی زیستی و اسکلت‌های بیرونی اختصاص داده است. او مدیر Berkeley Robotics and Human Engineering Laboratory است و بیش از سه دهه در زمینه فناوری‌هایی فعالیت کرده که هدف آن‌ها افزایش یا بازگرداندن بخشی از توانایی‌های فیزیکی انسان است.

نام کازرونی بیش از همه با توسعه نسل‌هایی از اسکلت‌های بیرونی گره خورده است؛ فناوری‌هایی که در ابتدا برای کمک به انسان در حمل بارهای سنگین و انجام فعالیت‌های فیزیکی دشوار توسعه یافتند و بعدها به حوزه توان‌بخشی و تجهیزات پزشکی نیز راه پیدا کردند.

همایون کازرونی کیست؟

همایون کازرونی استاد مهندسی مکانیک دانشگاه کالیفرنیا، برکلی و پژوهشگر حوزه رباتیک و سیستم‌های انسان و ماشین است. حوزه‌های پژوهشی او شامل رباتیک، کنترل سیستم‌ها، مکاترونیک، مهندسی زیستی، طراحی و اسکلت‌های بیرونی می‌شود.

رویکرد اصلی او در پژوهش، ساخت فناوری‌هایی است که در کنار انسان کار کنند و توانایی‌های فیزیکی او را افزایش دهند یا در برخی شرایط، بخشی از عملکرد از دست‌رفته را پشتیبانی کنند. همین رویکرد زمینه‌ساز فعالیت گسترده او در حوزه رباتیک پوشیدنی و اسکلت‌های بیرونی شد.

اسکلت بیرونی یا Exoskeleton یک سامانه پوشیدنی است که روی بدن قرار می‌گیرد و با استفاده از ساختار مکانیکی، حسگرها، محرک‌ها و سامانه کنترل، می‌تواند بخشی از نیروی موردنیاز برای حرکت یا حمل بار را تأمین کند.

مسیر علمی و حرفه‌ای همایون کازرونی

تحصیل در مهندسی مکانیک

کازرونی تحصیلات خود را در حوزه مهندسی مکانیک دنبال کرد و مدرک دکتری مهندسی مکانیک را از مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) دریافت کرد. دانشگاه برکلی او را پژوهشگری با بیش از ۳۰ سال سابقه در مهندسی مکانیک معرفی می‌کند که فعالیت تخصصی‌اش در مرز میان رباتیک، کنترل، مکاترونیک، مهندسی زیستی و سیستم‌های انسان و ماشین قرار دارد.

آغاز فعالیت دانشگاهی در دانشگاه برکلی

کازرونی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی به یکی از پژوهشگران شناخته‌شده حوزه رباتیک انسان‌محور تبدیل شد و مدیریت Berkeley Robotics and Human Engineering Laboratory را بر عهده گرفت. این آزمایشگاه بر توسعه سامانه‌های رباتیکی متمرکز است که می‌توانند توانایی‌های انسان را افزایش دهند.

فعالیت او تنها به اسکلت‌های بیرونی اندام تحتانی محدود نبوده است. کازرونی و تیمش پیش‌تر سامانه‌هایی برای افزایش قدرت اندام فوقانی انسان نیز توسعه دادند که به شکل‌گیری نسل جدیدی از Intelligent Assist Devices یا دستگاه‌های کمک‌کننده هوشمند برای محیط‌های کاری منجر شد. این فناوری‌ها برای کاهش فشار فیزیکی بر کارگران در کارخانه‌ها و مراکز توزیع مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

نقش همایون کازرونی در توسعه اسکلت‌های بیرونی

پژوهش‌های کازرونی در زمینه اسکلت‌های بیرونی از اوایل دهه ۲۰۰۰ وارد مرحله مهمی شد. تمرکز اولیه بر افزایش توانایی انسان در حمل بار و حرکت در محیط‌های دشوار بود؛ اما بعدها کاربردهای پزشکی و توان‌بخشی نیز به بخش مهمی از این مسیر تبدیل شد.

BLEEX؛ شروع یک مسیر مهم

یکی از مهم‌ترین پروژه‌های این مسیر، Berkeley Lower Extremity Exoskeleton یا BLEEX بود. پژوهشگران برکلی در این پروژه به دنبال ساخت یک اسکلت بیرونی خودتوان بودند که بتواند بخشی از بار حمل‌شده توسط کاربر را به ساختار مکانیکی دستگاه منتقل کند و فشار فیزیکی واردشده بر بدن را کاهش دهد.

در توضیحات رسمی Berkeley درباره این پروژه، توانایی دستگاه در دنبال‌کردن حرکاتی مانند راه رفتن، خم شدن و عبور از موانع بدون نیاز به کنترلر دستی جداگانه مورد تأکید قرار گرفته است.

اهمیت BLEEX فقط در ساخت یک نمونه آزمایشگاهی نبود؛ این پروژه پایه‌ای برای نسل‌های بعدی اسکلت‌های بیرونی در آزمایشگاه کازرونی شد.

ExoHiker و ExoClimber

پس از BLEEX، تیم کازرونی روی سامانه‌هایی مانند ExoHiker و ExoClimber کار کرد. هر دو پروژه در ادامه ایده استفاده از رباتیک پوشیدنی برای کمک به انسان در حمل بار و حرکت در محیط‌های دشوار قرار داشتند.

این پروژه‌ها بخشی از یک روند تحقیقاتی چندمرحله‌ای بودند که در نهایت به توسعه HULC و سپس فناوری‌های اسکلت بیرونی پزشکی رسید.

HULC؛ اسکلت بیرونی برای حمل بار

HULC یا Human Universal Load Carrier یکی دیگر از پروژه‌های مهم این مسیر بود. دانشگاه برکلی HULC را یک اسکلت بیرونی اندام تحتانی و خودتوان معرفی می‌کند که برای کمک به کاربر در حمل بارهای سنگین در محیط‌های مختلف طراحی شده بود. فناوری این سامانه به Lockheed Martin واگذار شد.

HULC نشان‌دهنده حرکت پژوهش‌های آزمایشگاهی کازرونی به سمت فناوری‌هایی بود که امکان توسعه برای کاربردهای عملی و صنعتی داشتند.

ورود همایون کازرونی به حوزه توان‌بخشی و پزشکی

با ادامه تحقیقات، کاربرد اسکلت‌های بیرونی از افزایش توانایی افراد سالم برای حمل بار فراتر رفت. کازرونی و تیم‌های پژوهشی او روی سامانه‌هایی کار کردند که بتوانند به افراد دارای آسیب نخاعی، سکته یا برخی محدودیت‌های حرکتی در ایستادن و راه رفتن کمک کنند.

توسعه اسکلت‌های بیرونی پزشکی

از فناوری‌های شناخته‌شده این مسیر می‌توان به Ekso و Phoenix اشاره کرد. هدف این سامانه‌ها درمان مستقیم آسیب عصبی نیست؛ بلکه فراهم‌کردن پشتیبانی مکانیکی و رباتیکی برای ایستادن و حرکت برخی کاربران است.

دانشگاه برکلی نیز تأکید می‌کند که فناوری‌های مرتبط با Ekso و Phoenix در ادامه به شرکت‌هایی مانند Ekso Bionics و suitX منتقل شدند.

راه رفتن آستین ویتنی در مراسم فارغ‌التحصیلی

یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های کاربرد این فناوری در سال ۲۰۱۱ اتفاق افتاد. Austin Whitney، دانشجوی دانشگاه برکلی که دچار پاراپلژی بود، با کمک یک اسکلت بیرونی توسعه‌یافته در این مسیر پژوهشی توانست در مراسم فارغ‌التحصیلی روی صحنه راه برود. دانشگاه برکلی این اتفاق را یکی از نمونه‌های شاخص کاربرد اسکلت‌های بیرونی در کمک به افراد دچار فلج معرفی کرده است.

این رویداد بیش از آنکه به معنای «درمان» فلج باشد، نشان‌دهنده امکان استفاده از رباتیک پوشیدنی برای ایجاد تحرک و وضعیت ایستاده در برخی افراد دارای محدودیت حرکتی بود.

مهمترین دستاوردها و افتخارات همایون کازرونی

مسیر حرفه‌ای همایون کازرونی فقط به توسعه چند نمونه اولیه از اسکلت‌های بیرونی محدود نمی‌شود. فعالیت‌های او در طول چند دهه، حوزه‌هایی مانند رباتیک، کنترل، مهندسی مکانیک، سامانه‌های انسان–ماشین و فناوری‌های توان‌بخشی را به هم پیوند داده است. او علاوه بر فعالیت دانشگاهی، در انتقال فناوری از محیط پژوهش به صنعت و راه‌اندازی شرکت‌های فعال در حوزه اسکلت‌های بیرونی نیز نقش داشته است.

توسعه نسل‌های اولیه اسکلت‌های بیرونی

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای پژوهشی کازرونی، مشارکت در توسعه نسل‌های اولیه اسکلت‌های بیرونی در دانشگاه برکلی است. پروژه BLEEX و پس از آن ExoHiker و ExoClimber، بخشی از روند توسعه سامانه‌های پوشیدنی برای کمک به حمل بار بودند. این پروژه‌ها به پژوهشگران امکان دادند مسائل پیچیده‌ای مانند انتقال نیرو، کنترل حرکت و هماهنگی میان بدن انسان و یک سامانه رباتیکی را بررسی کنند.

اهمیت این پروژه‌ها در این بود که اسکلت بیرونی را به یک مسئله مهندسی چندبعدی تبدیل کردند؛ مسئله‌ای که در آن وزن دستگاه، منبع انرژی، کنترل حرکت و تعامل با بدن انسان باید هم‌زمان در نظر گرفته می‌شد. این مسیر پژوهشی بعدها زمینه توسعه سامانه‌های کاربردی‌تر را فراهم کرد.

توسعه HULC و فناوری حمل بار

HULC یکی دیگر از پروژه‌های شاخص این مسیر بود که به‌عنوان یک اسکلت بیرونی اندام تحتانی برای کمک به حمل بار توسعه یافت. طبق معرفی رسمی آزمایشگاه برکلی، این سامانه به‌گونه‌ای طراحی شده بود که کاربر بتواند بارهای سنگین را در زمین‌های مختلف حمل کند و فناوری آن در ادامه به Lockheed Martin واگذار شد.

ورود فناوری اسکلت بیرونی به حوزه توان‌بخشی

یکی از تغییرات مهم در مسیر کاری کازرونی، توجه به کاربرد اسکلت‌های بیرونی برای افرادی بود که با آسیب نخاعی، سکته یا محدودیت‌های حرکتی مواجه بودند. در این مرحله، فناوری باید علاوه بر تولید نیرو، بتواند حرکت انسان را به‌شکل ایمن و کنترل‌شده همراهی کند.

این تغییر هدف، چالش‌های تازه‌ای در زمینه کنترل حرکت، تعادل، ایمنی و تعامل انسان و ماشین ایجاد کرد و باعث شد پژوهش‌های کازرونی از کاربردهای حمل بار به حوزه توان‌بخشی نیز گسترش پیدا کند.

پروژه Austin Whitney و نمایش کاربرد عملی فناوری

پروژه Austin Whitney یکی از نمونه‌های شناخته‌شده این رویکرد بود. ویتنی در مراسم فارغ‌التحصیلی سال ۲۰۱۱ دانشگاه برکلی با کمک یک اسکلت بیرونی رباتیک و واکر روی صحنه راه رفت. این سامانه توسط تیمی از مهندسان برکلی به سرپرستی کازرونی توسعه داده شده بود.

این پروژه نشان داد که فناوری اسکلت بیرونی می‌تواند از محیط آزمایشگاهی به یک موقعیت واقعی برای کاربر دارای محدودیت حرکتی منتقل شود. همچنین توجه به هزینه و دسترسی به فناوری‌های کمکی را به یکی از موضوعات مهم در ادامه فعالیت‌های کازرونی تبدیل کرد.

شکل‌گیری Ekso Bionics

راه‌اندازی Ekso Bionics نمونه‌ای از تلاش کازرونی برای تجاری‌سازی پژوهش‌های دانشگاهی بود. این شرکت که در سال ۲۰۰۴ با نام Berkeley ExoWorks شکل گرفت، از دل آزمایشگاه رباتیک و مهندسی انسانی برکلی بیرون آمد و بعدها به Ekso Bionics تبدیل شد.

این تجربه نشان داد که توسعه یک فناوری پیچیده پس از ساخت نمونه اولیه نیز ادامه پیدا می‌کند. توسعه محصول، تأمین منابع مالی، شناخت نیاز کاربران و ایجاد زیرساخت تجاری از جمله مراحلی هستند که برای انتقال یک فناوری از دانشگاه به بازار ضروری‌اند.

تأسیس SuitX و تمرکز بر کاربردهای گسترده‌تر

کازرونی در سال ۲۰۱۱ SuitX را نیز تأسیس کرد؛ شرکتی که روی اسکلت‌های بیرونی پزشکی و صنعتی تمرکز داشت. یکی از محورهای فعالیت این شرکت، توسعه سامانه‌هایی بود که بتوانند فشار فیزیکی واردشده به بدن را در برخی فعالیت‌ها کاهش دهند.

SuitX در ادامه مسیر تجاری خود به یک شرکت شناخته‌شده در حوزه اسکلت‌های بیرونی تبدیل شد و در سال ۲۰۲۱ توسط Ottobock خریداری شد. این اتفاق یکی از نقاط مهم در مسیر تجاری‌سازی فناوری‌هایی بود که ریشه در پژوهش‌های دانشگاهی داشتند.

انتخاب به‌عنوان Fellow آکادمی ملی مخترعان در سال ۲۰۲۴

یکی از جدیدترین افتخارات مهم کازرونی، انتخاب او به‌عنوان Fellow آکادمی ملی مخترعان آمریکا (National Academy of Inventors) در سال ۲۰۲۴ بود. او در میان ۱۷۰ مخترعی قرار گرفت که در آن سال به این عنوان انتخاب شدند. دانشگاه برکلی عنوان Fellow را بالاترین تمایز حرفه‌ای اعطاشده صرفاً به مخترعان از سوی این آکادمی معرفی کرده است.

این انتخاب در ادامه سابقه طولانی کازرونی در توسعه فناوری‌های رباتیک و اسکلت‌های بیرونی انجام شد. دانشگاه برکلی فعالیت‌های او را در حوزه‌هایی مانند رباتیک، کنترل، مهندسی مکانیک، سامانه‌های انسان–ماشین و تجهیزات پزشکی معرفی می‌کند.

از مسیر همایون کازرونی چه می‌توان یاد گرفت؟

بررسی مسیر حرفه‌ای کازرونی فقط برای شناخت یک مهندس یا مخترع شناخته‌شده اهمیت ندارد؛ این مسیر چند نکته مشخص درباره تبدیل یک مسئله علمی به فناوری قابل استفاده نیز نشان می‌دهد.

از یک مسئله واقعی شروع کنید

یکی از ویژگی‌های قابل مشاهده در مسیر پژوهشی کازرونی، تمرکز بر مسئله‌های مشخص است. در پروژه‌های اولیه، مسئله افزایش توانایی انسان در حمل بار بود و در ادامه، همین فناوری به مسئله حرکت و توان‌بخشی افراد دارای محدودیت حرکتی ارتباط پیدا کرد.

برای دانشجو یا پژوهشگری که قصد دارد روی یک فناوری جدید کار کند، این یعنی به‌جای شروع از این پرسش که «چه چیزی می‌توانم بسازم؟»، ابتدا می‌توان پرسید «چه مشکلی وجود دارد که حل آن ارزشمند است؟». این تغییر زاویه می‌تواند به انتخاب دقیق‌تر موضوع پژوهش و کاربرد آن کمک کند.

میان نظریه و کاربرد فاصله ایجاد نکنید

مسیر کازرونی نمونه‌ای از حرکت میان دانشگاه و صنعت است. بخشی از فناوری‌ها در آزمایشگاه برکلی توسعه پیدا کردند و برخی از آنها بعدها از طریق شرکت‌ها و همکاری‌های صنعتی دنبال شدند. HULC نیز نمونه‌ای از فناوری‌ای بود که از مسیر پژوهش دانشگاهی به همکاری صنعتی با Lockheed Martin رسید.

این مسیر نشان می‌دهد که فعالیت دانشگاهی و کاربرد صنعتی الزاماً دو مسیر جدا از هم نیستند. پژوهش می‌تواند پایه یک فناوری کاربردی باشد و تجربه توسعه محصول نیز می‌تواند پرسش‌ها و نیازهای تازه‌ای را برای پژوهش ایجاد کند.

یک فناوری را در چند مسئله دنبال کنید

یکی از نکات قابل توجه در مسیر کازرونی، تغییر کاربرد فناوری اسکلت بیرونی در طول زمان است. فناوری‌هایی که ابتدا برای کمک به حمل بارهای سنگین مطالعه می‌شدند، بعدها در حوزه‌هایی مانند توان‌بخشی و کمک به افراد دارای محدودیت حرکتی نیز دنبال شدند.

این موضوع یک درس مهم برای توسعه فناوری دارد: ارزش یک ایده همیشه به کاربرد اولیه آن محدود نمی‌شود. ممکن است یک فناوری در جریان پژوهش، کاربردهای دیگری پیدا کند که در ابتدا هدف اصلی پروژه

اگر می‌خواهید از مسیر همایون کازرونی الهام بگیرید

الهام گرفتن از مسیر کازرونی به معنای تکرار دقیق مسیر شغلی او نیست. نکته مهم‌تر، الگویی است که می‌توان از شیوه حرکت او میان پژوهش، توسعه فناوری و کاربرد استخراج کرد.

یک حوزه تخصصی را عمیق یاد بگیرید

به‌جای دنبال کردن هم‌زمان چندین حوزه، بهتر است ابتدا یک زمینه اصلی انتخاب شود و دانش فنی در آن به سطح قابل‌قبولی برسد. سپس می‌توان حوزه‌های مکمل را به آن اضافه کرد؛ همان‌طور که فناوری اسکلت بیرونی در مرز میان مهندسی مکانیک، کنترل، رباتیک و مهندسی زیستی قرار می‌گیرد.

پژوهش را با نیاز کاربر مرتبط کنید

در حوزه فناوری‌های پزشکی و کمکی، شناخت کاربر به اندازه دانش فنی اهمیت دارد. تجربه پروژه‌های مرتبط با افراد دارای محدودیت حرکتی نشان می‌دهد که یک دستگاه موفق باید علاوه بر عملکرد فنی، از نظر راحتی، ایمنی، کنترل‌پذیری و هزینه نیز قابل‌قبول باشد.

اگر روی یک پروژه کاربردی کار می‌کنید، بنابراین فقط درباره این سؤال فکر نکنید که «آیا دستگاه کار می‌کند؟»؛ سؤال‌های دیگری مانند «چه کسی از آن استفاده می‌کند؟»، «چه چیزی استفاده از آن را دشوار می‌کند؟» و «آیا امکان استفاده گسترده از آن وجود دارد؟» نیز اهمیت دارند.

از شکست‌های فنی برای اصلاح مسیر استفاده کنید

توسعه فناوری‌های پیچیده معمولاً یک مسیر خطی نیست. در پروژه‌های رباتیک پوشیدنی، محدودیت‌هایی مانند وزن دستگاه، منبع انرژی، کنترل حرکت و تعامل با بدن انسان می‌توانند بارها نیازمند بازطراحی باشند. توسعه BLEEX، ExoHiker، ExoClimber و HULC نیز نشان‌دهنده ادامه یافتن این مسیر از طریق نسل‌ها و پروژه‌های مختلف بود.

به همین دلیل، اگر نمونه اولیه شما در اولین تلاش کامل نیست، نتیجه را صرفاً شکست در نظر نگیرید. آزمایش و اصلاح مداوم بخشی از فرایند مهندسی است و هر نسخه می‌تواند اطلاعاتی برای طراحی نسخه بعدی فراهم کند.

سوالات متداول درباره همایون کازرونی

همایون کازرونی کیست؟

همایون کازرونی استاد مهندسی مکانیک دانشگاه کالیفرنیا، برکلی و مدیر Berkeley Robotics and Human Engineering Laboratory است. حوزه‌های اصلی فعالیت او شامل رباتیک، کنترل، مکاترونیک، اسکلت‌های بیرونی و سامانه‌های انسان–ماشین است.

از پروژه‌های شناخته‌شده او و تیمش می‌توان به BLEEX، ExoHiker، ExoClimber و HULC اشاره کرد. این پروژه‌ها در ابتدا بر افزایش توانایی انسان در حمل بار تمرکز داشتند و بعدها مسیر پژوهش به سمت کاربردهای پزشکی و توان‌بخشی نیز گسترش یافت.

کازرونی به‌عنوان استاد و مدیر آزمایشگاه برکلی، رهبری تیم‌هایی را بر عهده داشته که روی نسل‌های مختلف اسکلت‌های بیرونی کار کرده‌اند. این فعالیت‌ها از سامانه‌های حمل بار مانند BLEEX و HULC تا فناوری‌های کمک‌کننده به افراد دارای محدودیت حرکتی ادامه پیدا کرده است.

بر اساس پروفایل رسمی دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، نام کازرونی به‌عنوان مخترع در بیش از ۲۰۰ پتنت ثبت شده است. همین منبع همچنین بیش از ۲۰۰ مقاله علمی برای او ذکر می‌کند.

جمع‌بندی

همایون کازرونی یکی از پژوهشگرانی است که مسیر فعالیتش در تقاطع مهندسی مکانیک، رباتیک، کنترل و سامانه‌های انسان–ماشین شکل گرفته است. بخش مهمی از شهرت او به پژوهش‌هایش در زمینه اسکلت‌های بیرونی بازمی‌گردد؛ حوزه‌ای که از پروژه‌های حمل بار مانند BLEEX و HULC آغاز شد و بعدها به فناوری‌های کمک‌حرکتی و توان‌بخشی نیز گسترش یافت.

در کنار پژوهش دانشگاهی، کازرونی مسیر تجاری‌سازی فناوری را نیز دنبال کرده و در شکل‌گیری شرکت‌هایی مانند Ekso Bionics و SuitX نقش داشته است. انتخاب او به‌عنوان Fellow آکادمی ملی مخترعان در سال ۲۰۲۴ نیز یکی از جدیدترین افتخارات ثبت‌شده در کارنامه حرفه‌ای اوست.

مسیر حرفه‌ای کازرونی را می‌توان نمونه‌ای از حرکت میان پژوهش علمی، توسعه فناوری، حل مسئله واقعی و کارآفرینی دانست؛ مسیری که نشان می‌دهد یک ایده دانشگاهی می‌تواند، در صورت توسعه و انتقال مناسب، به فناوری‌هایی برای کاربردهای صنعتی و پزشکی تبدیل شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشاوره تخصصی

طرح مشاوره شاهین

مشاوره و برنامه‌ریزی شخصی

  • چک شبانه و گزارش‌گیری
  • تحلیل آزمون‌های آزمایشی و...
۰۲۱-۲۲۸۶۱۴۰۴