گاهی یک تغییر بزرگ از جایی شروع میشود که کسی برای اولین بار تواناییای را در ما میبیند که خودمان هنوز جدی نگرفتهایم. McFarland, USA از همین ایده شروع میکند؛ اما بهتدریج نشان میدهد که موفقیت فقط نتیجه استعداد یا اراده فردی نیست و گاهی خانواده، محیط، مربی و احساس تعلق هم در شکل گرفتن آن نقش دارند.
این فیلم که محصول سال ۲۰۱۵ دیزنی است، یک درام ورزشی و زندگینامهای به کارگردانی Niki Caro و با بازی Kevin Costner در نقش مربی جیم وایت است. فیلم از داستان واقعی تیم دوومیدانی دبیرستان McFarland در کالیفرنیا الهام گرفته و در کنار موضوع ورزش، درباره خانواده، تلاش، هویت، فرصت و تغییر نگاه انسانها به یکدیگر صحبت میکند.
فیلم McFarland, USA در یک نگاه
| مشخصه | اطلاعات |
|---|---|
| نام فیلم | McFarland, USA |
| نام فارسی | مکفارلند، آمریکا |
| سال انتشار | ۲۰۱۵ |
| کشور سازنده | آمریکا |
| ژانر | درام ورزشی |
| کارگردان | نیکی کارو (Niki Caro) |
| بازیگران اصلی | کوین کاستنر، ماریا بلو، رامایرو رودریگز، کارلوس پراتس |
| مدت زمان | ۱۲۹ دقیقه |
| امتیاز IMDb | ۷.۴ از ۱۰ |
McFarland, USA درباره چیست؟
داستان فیلم درباره Jim White، مربی فوتبال و معلمی است که همراه خانوادهاش به شهر مکفارلند در کالیفرنیا میرود و در دبیرستانی با دانشآموزانی عمدتاً لاتینتبار مشغول به کار میشود.
او در ابتدا شناخت چندانی از محیط جدید و دانشآموزانش ندارد. اما بهمرور متوجه میشود چند نفر از پسران مدرسه، با وجود شرایط سخت زندگی و مسئولیتهایی که بیرون از مدرسه دارند، توانایی قابلتوجهی در دویدن دارند.
از همینجا ایده تشکیل یک تیم Cross Country شکل میگیرد.
اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که داستان فقط درباره دویدن نیست. اعضای تیم باید میان مدرسه، خانواده، کار و تمرین تعادل برقرار کنند و در همین مسیر، رابطه آنها با مربی و با یکدیگر نیز تغییر میکند.
آیا McFarland, USA بر اساس داستان واقعی است؟
بله؛ اما عبارت «بر اساس داستان واقعی» نباید با «بازسازی دقیق واقعیت» اشتباه گرفته شود.
تیم واقعی McFarland در سال ۱۹۸۷ قهرمان نخستین رقابت ایالتی Cross Country کالیفرنیا در دسته خود شد و جیم وایت مربی واقعی این تیم بود. با این حال، روند شکلگیری تیم در واقعیت بسیار طولانیتر از چیزی است که فیلم نشان میدهد.
واقعیت درباره Jim White و تیم McFarland
یکی از تفاوتهای مهم فیلم و واقعیت این است که جیم وایت در سال ۱۹۸۷ تازه وارد مکفارلند نشده بود.
او پس از فارغالتحصیلی از Pepperdine University در سال ۱۹۶۴ در منطقه مکفارلند شروع به تدریس کرد و در سال ۱۹۸۰ برنامه Cross Country مدرسه را راهاندازی کرد. به گفته خود وایت، تیم را با ۱۶ دانشآموز شروع کرد و برنامه دختران و پسران را نیز در اختیار داشت.
بنابراین فیلم برای سادهتر و دراماتیکتر کردن داستان، چند سال از تاریخ واقعی را در یک روایت فشرده جمع میکند. خود وایت نیز گفته است که فیلم داستان واقعی را روایت میکند، اما مستند نیست و هالیوود در بازسازی آن آزادیهایی داشته است.
این موضوع درباره بعضی شخصیتها و اتفاقات فیلم نیز صدق میکند. برای مثال، برخی ویژگیهای شخصیتها تغییر کرده یا چند اتفاق واقعی در قالب یک خط داستانی واحد قرار گرفتهاند.
پس اگر میخواهید فیلم را ببینید، بهتر است آن را اقتباسی سینمایی از یک داستان واقعی بدانید، نه گزارشی دقیق از تمام اتفاقات.
نقد و بررسی فیلم McFarland, USA
بزرگترین نقطه قوت McFarland, USA این نیست که داستانی کاملاً تازه تعریف میکند. اتفاقاً ساختار آن بسیار آشناست: یک مربی، گروهی از نوجوانان کمامکانات، تمرین سخت، شکست، شکلگیری یک تیم و تلاش برای رسیدن به موفقیت.
به همین دلیل فیلم از نظر داستانی چندان غافلگیرکننده نیست.
اما چیزی که باعث میشود همچنان کار کند، تمرکز آن بر رابطه میان آدمها است.
جیم وایت قرار نیست فقط نوجوانان را به ورزشکاران بهتری تبدیل کند. خودش نیز در مواجهه با دانشآموزان، خانوادههایشان و جامعهای که در ابتدا آن را نمیشناسد، تغییر میکند.
این نکته باعث میشود فیلم از الگوی ساده «مربی سفیدپوست، دانشآموزان محروم و نجات آنها» فاصله بگیرد و دستکم تلاش کند نشان دهد که رابطه میان این افراد دوطرفه است؛ مربی چیزی به شاگردانش میدهد، اما خودش هم از آنها و محیط جدیدش چیزهایی یاد میگیرد.
البته فیلم کاملاً از کلیشههای ژانر فرار نمیکند. برخی اتفاقها بیش از حد سادهسازی شدهاند و مسیر کلی داستان قابل پیشبینی است. همین مسئله در نقدهای حرفهای نیز دیده میشود؛ Metacritic امتیاز ۶۰ از ۱۰۰ را ثبت کرده، در حالی که Rotten Tomatoes امتیاز ۸۰ درصد از منتقدان و ۸۸ درصد از مخاطبان را نشان میدهد.
بنابراین بهتر است McFarland, USA را یک درام ورزشی تأثیرگذار و خوشساخت بدانیم، نه یک شاهکار یا فیلمی که ژانر خود را متحول کرده باشد.
پیامهای روانشناختی و درسهای رشد فردی فیلم
تابآوری فقط «تحمل کردن» نیست
یکی از سادهترین برداشتها از فیلم این است که شخصیتها سختی میکشند و با تسلیم نشدن موفق میشوند. اما روانشناسی تابآوری تصویر پیچیدهتری ارائه میدهد.
تابآوری فقط ویژگی درونی فرد نیست؛ حمایت اجتماعی، منابع در دسترس و روابط با دیگران نیز میتوانند در سازگاری با شرایط دشوار نقش داشته باشند.
این دقیقاً یکی از نکات مهم McFarland, USA است. اعضای تیم فقط با اراده شخصی پیش نمیروند؛ خانواده، دوستان، مربی و خود تیم به بخشی از سیستم حمایتی آنها تبدیل میشوند.
پس اگر در زندگی احساس میکنیم پیشرفت نمیکنیم، همیشه پاسخ این نیست که «باید قویتر باشم». گاهی سؤال بهتر این است:
چه چیزی در محیط من میتواند به من کمک کند که ادامه دادن برایم ممکنتر شود؟
انگیزه همیشه از درون فرد نمیآید
فیلم نشان میدهد که وقتی نوجوانان احساس میکنند تواناییشان دیده میشود و عضوی از یک تیم هستند، رابطه آنها با ورزش تغییر میکند.
این برداشت با یافتههای پژوهشی درباره انگیزش نیز همخوانی دارد. در نظریه خودتعیینگری، سه نیاز روانشناختی مهم یعنی شایستگی، خودمختاری و تعلق با انگیزش خودتعیینشده ارتباط دارند. یک فراتحلیل روی ۱۴۴ مطالعه و بیش از ۷۹ هزار دانشآموز نیز این ارتباط را بررسی کرده است.
به زبان ساده، گاهی چیزی که آن را «بیانگیزگی» مینامیم، فقط کمبود اراده نیست. ممکن است فرد احساس نکند در کاری خوب است، اختیار کافی ندارد یا به محیط و آدمهای اطرافش تعلق دارد.
موفقیت فقط نتیجه استعداد نیست
اعضای تیم McFarland استعدادهایی دارند، اما استعداد بهتنهایی آنها را به قهرمانی نمیرساند.
تمرین، استمرار، ساختار، حمایت و داشتن هدف مشترک نیز اهمیت دارند.
البته این به معنای کلیشه «اگر به اندازه کافی تلاش کنی، حتماً موفق میشوی» نیست. زندگی واقعی عادلانه و قابل پیشبینی نیست و فرصتها، شرایط اقتصادی و عوامل خارج از کنترل فرد هم اهمیت دارند.
پیام منطقیتر فیلم این است:
اگر تواناییای در خودت میبینی، برای رشد آن به فرصت، تمرین و محیط مناسب نیاز داری؛ نه فقط انگیزه لحظهای.
آدمهای درست میتوانند تصویر ما از خودمان را تغییر دهند
یکی از مهمترین نقشهای Jim White این است که به نوجوانان کمک میکند خودشان را فقط بر اساس شرایط فعلی زندگیشان تعریف نکنند.
این موضوع برای دانشآموزان و دانشجویان هم قابل لمس است. یک معلم، مربی، دوست یا حتی یک مدیر میتواند تواناییای را در فرد ببیند که خودش هنوز باورش نکرده است.
پژوهشهای مربوط به حمایت از نیازهای روانشناختی نیز نشان میدهند حمایت دیگران از خودمختاری، شایستگی و تعلق با انگیزش، بهزیستی و برخی پیامدهای عملکردی ارتباط دارد.
به همین دلیل، یکی از پیامهای ماندگار فیلم این نیست که «یک مربی آمد و همهچیز را تغییر داد»؛ بلکه این است که گاهی یک رابطه سالم میتواند فرصتی ایجاد کند تا فرد نسخه متفاوتی از خودش را تجربه کند.
نظر منتقدان درباره McFarland, USA
واکنش منتقدان به فیلم در مجموع مثبت اما نه کاملاً یکدست بوده است. Rotten Tomatoes امتیاز ۸۰ درصد از منتقدان و ۸۸ درصد از مخاطبان را ثبت کرده، در حالی که Metacritic با امتیاز ۶۰ از ۱۰۰، واکنش منتقدان را «متوسط تا مثبت» ارزیابی میکند.
وجه مشترک بسیاری از نقدها این است که فیلم از فرمول آشنای درامهای ورزشی استفاده میکند، اما کارگردانی Niki Caro، بازی Kevin Costner و فضای انسانی داستان باعث میشوند این فرمول همچنان اثرگذار باشد.
در IMDb نیز فیلم در حال حاضر امتیاز ۷.۴ از ۱۰ دارد.
فیلم McFarland, USA برای چه کسانی مناسب است؟
این فیلم میتواند انتخاب خوبی برای کسانی باشد که به فیلمهای انگیزشی، داستانهای واقعی، ورزش، رشد فردی و داستانهای مربوط به غلبه بر موانع علاقه دارند.
برای دانشآموزان و دانشجویان نیز میتواند جالب باشد، چون موضوعاتی مثل هدفگذاری، پیدا کردن تواناییهای فردی، نقش مربی و معلم، انگیزه و تأثیر محیط را مطرح میکند.
در مقابل، اگر فیلمهای ورزشی فرمولیک و پایانهای قابل پیشبینی را دوست ندارید، احتمالاً McFarland, USA برایتان چندان متفاوت نخواهد بود.
آیا McFarland, USA ارزش دیدن دارد؟
بله؛ اگر انتظار یک فیلم ورزشی واقعگرایانه و انسانی دارید، ارزش دیدن دارد.
این فیلم شاهکار سینمایی نیست و داستانش هم چندان غافلگیرکننده نیست. اما ترکیب یک داستان واقعی، شخصیتهای دوستداشتنی، بازی خوب Kevin Costner و موضوعاتی مثل تابآوری، تعلق، انگیزه و فرصت باعث شده همچنان فیلمی قابلتوجه باشد.
مهمتر از همه، McFarland, USA موفقیت را فقط به «سختتر تلاش کردن» تقلیل نمیدهد. داستان نشان میدهد که گاهی برای رشد کردن، علاوه بر تلاش، به کسی که تواناییمان را ببیند، محیطی که به ما فرصت بدهد و گروهی که احساس کنیم به آن تعلق داریم نیز نیاز داریم.
و شاید همین، انسانیترین پیام فیلم باشد:
گاهی اولین قدم برای تغییر زندگی، این نیست که خودمان را مجبور کنیم بیشتر تلاش کنیم؛ این است که بفهمیم چه چیزی میتواند به ما کمک کند تا توانایی واقعیمان را ببینیم و برای رشدش فرصت پیدا کنیم.
جمعبندی
McFarland, USA فراتر از یک فیلم ورزشی درباره مسابقه و قهرمانی است. داستان جیم وایت و اعضای تیم مکفارلند نشان میدهد که رشد و موفقیت فقط به استعداد و تلاش فردی وابسته نیست؛ حمایت، احساس تعلق، فرصت و وجود کسی که تواناییهای ما را ببیند نیز میتواند مسیر زندگی را تغییر دهد.
شاید مهمترین پیام فیلم این باشد که برای پیشرفت همیشه لازم نیست از نقطهای ایدهآل شروع کنیم. گاهی آنچه اهمیت دارد، شناخت تواناییهای خود، پیدا کردن محیط مناسب و ادامه دادن قدمبهقدم در مسیری است که برایمان معنا دارد.
دستهها
- اختلال اضطراب
- اختلال افسردگی
- اختلال وسواس
- انتخاب رشته
- انتخاب رشته نهم
- تحصیلی
- توسعه فردی
- دستهبندی نشده
- روانشناسی
- روش مطالعه انسانی
- روش مطالعه تجربی
- روش مطالعه دروس
- روش مطالعه ریاضی
- شخصیت شناسی
- شخصیت شناسی mbti
- شخصیت شناسی آرکیتایپ
- کهن الگوهای زنانه
- کهن الگوهای مردانه
- معرفی دانشگاه
- معرفی رشته
- معرفی رشته های انسانی
- معرفی رشته های تجربی
- معرفی رشته های ریاضی
- معرفی رشته های زبان
- معرفی رشته های شناور
- معرفی رشته های هنر
- معرفی فیلم
- معرفی کتاب
- معرفی مشاهیر